
کاش وقتی زندگی فرصت دهد گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش گاهی در مسیر زندگی باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش با حرفی که چندان سبز نیست قلبهای نقره ای را نشکنیم
کاش هر شب با دو جرعه نور ماه چشمهای خفته را رنگی کنیم
کاش بین ساکنان شهر عشق ردپای خویش را پیدا کنیم
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو، ای کبوتر به کجا ، قدر دگر صبر بکن
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
یک نفر حسرت لبخند ترا می بارد خنده کن عشق نمک گیر شود بعد برو
تو اگر گریه کنی بغض منم می شکند صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو
امشب از شمیم عطر نیاز تا نگاه عاشقانه لبریزم
دوست دارم از نگاه معصومت همچون شبنمی شوم بیاویزم
عاشقانه ترین ترانه شب هدیه بر غم لبان خاموشت
در طلوع بی کرانه عشق آسمان پر ستاره تن پوشت
خیره در زلال شبنم یاس تا بلور چشم تو هم رازم
در تلاطم واژگان سکوت تا حدیث عشق بی آغازم
آری آغاز دوست داشتن زیباست گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیاندیشم که همین دوست داشتن زیباست
سرتو بزار رو شونمو آروم بخواب گل بهار
من پیشتم تا خود صبح چشماتو آروم هم بزار
اینقدر بیدار می مونم تا اینکه خوابت ببره
وقتی میخوابی رویا هم ناز نگاتو میخره
کابوسو زندون می کنم خواب بدو میسوزونم
مثل یه گنجشک کوچیک آروم بخواب مهربونم
دستت تو دستای منه عزیز خوب و نازنین
چشماتو آروم هم بزار رو شاهپر ابرا بشین
خوب بخوابی مهربونم
